دانشگاه ادیان و مذاهب
  ورود به سامانه
نام کاربری
 
وب سایت دانشگاه
سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
پست الکترونیک
کلمه عبور
AR EN FA
 
آخرین مطالب

گفتمان حوثی ها با گفتمان بنیادگرایانه سلفی متفاوت است

 
تاریخ انتشار: 1393/11/12    

گفتمان حوثی ها با گفتمان بنیادگرایانه سلفی متفاوت است

به طور مشخص از اوایل قرن جاری در کشور یمن شاهد تحولات مهمی هستیم که بدون تردید ریشه در پیشینه سیاسی، فرهنگی و مذهبی جامعه یمن دارد و تحلیل درست وضعیت کنونی این کشور نیازمند مطالعات گسترده‌ای است.

به طور مشخص از اوایل قرن جاری در کشور یمن شاهد تحولات مهمی هستیم که بدون تردید ریشه در پیشینه سیاسی، فرهنگی و مذهبی جامعه یمن دارد و تحلیل درست وضعیت کنونی این کشور نیازمند مطالعات گسترده‌ای است.

استاد سیدعلی موسوی‌نژاد عضو هیئت علمی دانشکده شیعه‌شناسی دانشگاه ادیان و مذاهب و کارشناس زیدیه در گفت‌وگو با شفقنا در تحلیلی به ریشه جنبش و نهضت گروه موسوم به «انصارالله» می‌پردازد و معتقد است که حوثی‌ها به دلیل الگوگیری رهبر آن‌ها یعنی شهید حسین الحوثی از انقلاب اسلامی، در حقیقت حرکتی اسلامی ـ شیعی ـ زیدی را پایه‌گذاری کرد و لذا شناخت حقیقی و درست جنبش صورت گرفته در یمن توسط حوثی‌ها نیازمند شناخت صحیح گروه زیدی‌مذهب حوثی است.

موسوی‌نژاد به اجمال در مورد جنبش انصارالله اظهار داشت: الحوثی یکی از خاندان‌های مشهور زیدیه در یمن است. بزرگ این خاندان علامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی بود. حوث نام منطقه‌ای در مرکز یمن است که طی قرون گذشته قبایل زیدی‌مذهب در آن‌جا ساکن بودند که البته این‌ها به مناطق شمالی‌تر یعنی سعده و شمال یمن هم مهاجرت کردند.

او در مورد شهید حسین الحوثی فرزند علامه بدرالدین اظهار کرد: حسین الحوثی در اواخر جوانی با بازگشت به تعالیم اسلامی ـ شیعی ـ زیدی نوعی گرایش بنیادگرایانه را ترویج می‌کرد و به نظر می‌رسد که گفتمان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی او متأثر از انقلاب اسلامی ایران و حضرت امام خمینی(ره) باشد چون در مجموعه سخنرانی‌های خود ده‌ها بار از انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) به عنوان الگوی مسلمانان و البته زیدی‌ها در دنیای امروز نام می‌برد.

عضو هیئت علمی دانشکده شیعه‌شناسی دانشگاه ادیان و مذاهب از حسین الحوثی به عنوان بنیان‌گذار نهضت انصارالله نام برد و اظهار کرد: وی در اولین نبرد میان دولت یمن و الحوثی‌ها در سال 2004 کشته شد اما حسین الحوثی هم‌چنان رهبر جریان اول الحوثی قلمداد می‌شود و حتی سخنرانی‌های او تحت عنوان ملازم به عنوان منشور نهضت انصارالله در یمن تدریس می‌شود.

او در ادامه تصریح کرد: این مدل از بیداری در جریان الحوثی نزدیک به گفتمان‌های متکامل بنیادگرایانه است و اندیشه افراطی نیست بلکه گفتمانی است که تکیه بر دین و مذهب دارد اما در عین حال سر ناسازگاری با مدرنیته و مفاهیم مدرن مانند دموکراسی، آزادی، حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و امثالهم ندارد و لذا با گفتمان‌های بنیادگرایانه سلفی کاملاً متفاوت است.

موسوی‌نژاد با اشاره به تلقی برخی افراد از این گروه و قرار دادن حوثی‌ها در ردیف جریانات افراطی هم‌چون داعش و القاعده گفت: این برداشت کاملاً اشتباه است چون بازگشت به دین و مذهب را به دو قسمت می‌توان تقسیم کرد؛ شاخه اول بازگشت به دین همراه با پذیرش مفاهیم انسانی و اخلاقی و شاخه دوم گفتمانی که سر ناسازگاری دارد و از ابزار خشونت و تحجر استفاده می‌کند و لذا الحوثی‌ها را در شاخه اول می‌توان جای داد.

او با اشاره به همراهی نکردن جمعیت زیدی‌ها که غالب جمعیت یمن را تشکیل می‌دهند با نهضت حوثی‌ها گفت: دلیل این مسئله کنار زده شدن زیدی‌ها از صحنه سیاسی و اجتماعی یمن در سال 1962 و روی کار آمدن جمهوری‌خواهان سکولار بود.

این کارشناس زیدیه تصریح کرد: پس از انقلاب سپتامبر که منجر به از بین رفتن حکومت امام زیدی‌ها شد، پیروان زیدیه به انزوا رفته و امکانات از این گروه گرفته شد و نوعی سرخوردگی و پریشانی در زیدی‌ها پیش آمد و حتی عده‌ای از پیروان زیدیه گرفتار بازنگری در تعالیم زیدی بودند و گمان می‌کردند مذهب زیدی امکان بازگشت به عرصه سیاسی و اجتماعی را با توجه به پیش آمدن مباحثی هم‌چون تفکیک قوا و جمهوری ندارد.

او با بیان این که علمای زیدی در ابتدا حرکت الحوثی را سبب آسیب جامعه تشیع می‌دانستند و لذا با آن همراهی نکردند، گفت: با این حال سخنرانی‌های حسین الحوثی، جذابیت و اقدامات خوبی که در جامعه یمن انجام داد به ویژه آن که نسل جوان را مورد توجه قرار داد و سبب شد که دولت یمن در ابتدا مقاومتی نکند.

موسوی‌نژاد ادامه داد: لذا می‌بینیم که در دهه 90 قرن بیستم حسین الحوثی مبادرت به برپایی جلسات آموزش قرآن و ایجاد کانون‌های فرهنگی می‌کند؛ اقدامی که سال‌ها بود از سوی علمای زیدی رها شده بود و همین خلأهای سیاسی و فرهنگی و ثبات قدم حسین الحوثی سبب شد که او از این فرصت استفاده کند.

او به شعارهای پنج‌گانه الحوثی‌ها اشاره کرد و افزود: حسین الحوثی شعارهایی را طراحی کرد شبیه آن‌چه در انقلاب اسلامی سر داده می‌شد و از طرفداران خود خواست در صورت تأئید سخنان وی این شعارها را سر دهند «الله اکبر»، «الموت لامریکا»، «الموت لاسرائیل»، «اللعنه علی الیهود» و«النصر للاسلام» شعارهای پنج‌گانه است که بر روی پرچم‌های آن‌ها نقش بسته و در پایان هر نماز سر داده می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب تصریح کرد: به تدریج جریان الحوثی طرفداران بیشتری پیدا کرد و قبایلی که از مذهب فاصله گرفته بودند، وقتی دیدند نیروی جدیدی وارد عرصه شده است، کم کم برگشتند. از سوی دیگر با در دست گرفتن رهبری الحوثی‌ها توسط عبدالملک الحوثی برادر کوچک‌تر شهید حسین الحوثی، کم کم مناطقی به تصرف آن‌ها درآمد و آن مناطق را از دست دولت یمن خارج کردند. حتی در مناطق تحت تصرف خود آرایش اداری ایجاد کرده و خدماتی شبیه آن‌چه ما در ابتدای انقلاب داشتیم مانند کمیته امداد و بنیاد مسکن به مردم محروم این مناطق ارائه کردند و همین امر تبلیغی به نفع حوثی‌ها شد و استان‌های جنوبی‌تر سعده مانند عمران، صنعا و حتی مناطقی که زیدی‌نشین نبودند گرایش به انصارالله پیدا کردند.

او با بیان این که دولت یمن ابتدا اجازه کارهای فرهنگی به الحوثی‌ها داد اما بعداً این گروه کوچک قدرتمند را رقیبی برای خود قلمداد کرد، افزود: خدمات و کارهای حوثی‌ها سبب شد تا به موازات قدرت فرهنگی از نظر نظامی هم رشد کنند و از طرف دیگر دولت یمن در برخورد با این گروه ضعیف باشد تا جایی که علی عبدالله صالح سعی می‌کرد که آمریکا را متقاعد کند که جنگ با حوثی‌ها به دلیل آن که دنباله‌رو ایران هستند و شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند در اولویت است چون جرج بوش از علی عبدالله صالح خواسته بود که جریان‌های سلفی و القاعده در یمن را از بین ببرد.

موسوی‌نژاد با اشاره به جنگ‌های شش دوره دولت یمن با الحوثی‌ها و پیروزی الحوثی‌ها در همه این جنگ‌ها به تأثیر و تأثرات یمن و تحولات آن بر روی عربستان اشاره کرد و افزود: عربستان به دلیل داشتن مرزهای طولانی با یمن و نیز تبادل جمعیتی با این کشور این تحولات را نوعی تهدید برای خود قلمداد می‌کرد و لذا در آخرین جنگ دولت یمن در سال 2010 به بهانه نفوذ حوثی‌ها به خاک عربستان و اشغال پادگانی در این کشور با همراهی ارتش یمن با حوثی‌ها درگیر شد اما پیروزی از حوثی‌ها بود.

او ادامه داد: نکته قابل تأمل این که این جنگ‌ها به فاصله کوتاهی از سال 2004 با شهید شدن حسین الحوثی آغاز و تا 2010 ادامه یافت و در هر جنگی دولت یمن در حالت انفعالی قرار داد، صلحی را با الحوثی‌ها امضا می‌کرد و بعد از فاصله‌ای به بهانه دیگر جنگی به راه می‌انداخت.

این کارشناس فرقه‌شناسی با بیان این که سرّ موفقیت حوثی‌ها نیز قابل تحلیل و بررسی است، افزود: ایمان راسخ جوانان حوثی و وجود رهبری مشخص از جمله علل موفقیت آن‌ها در نبرد با دو ارتش قدرتمند منطقه یعنی عربستان و یمن می‌باشد.

او به وقایع جهان در سال 2011 و آستانه بیداری اسلامی در کشورهایی چون تونس و مصر و لیبی اشاره کرد و افزود: نهضت الحوثی را به دلیل آن که کار خود را زودتر از دیگر کشورها آغاز کرده بودند و نیز به دلیل تفاوت در مبانی و رهبری باید کاملاً مستقل مورد مطالعه قرار داد.

موسوی‌نژاد با بیان این که یمن همواره به صورت تاریخی تحت تأثیر مصر بوده است، افزود: بعد از تحولات در کشور مصر، حرکتی از سوی جوانان یمنی مبنی بر تغییر علی عبدالله صالح مشابه آن‌چه جوانان مصری در میدان التحریر انجام دادند، صورت گرفت اما طبیعتاً حوثی‌ها با توجه به در اختیار داشتن کنترل مناطق شمالی یمن از این حرکت حمایت کردند اما در عین حال این حرکت را حرکت خود نمی‌دانستند و لذا مقداری فاصله خود را با انقلاب 2011 حفظ کردند از سوی دیگر در یمن هم دولت علی عبدالله صالح ضعیف شده و سیاست‌های منطقه‌ای هم تغییر کرده بود و لذا دولت‌های غربی هم تصمیم گرفتند که از خیر حکومت‌های استبدادی ناکارآمد در منطقه بگذرند.

او شورای همکاری خلیج فارس را راه‌کار بدیلی از سوی کشورهای عربی اطراف یمن عنوان کرد که این کشور را حیاط خلوت خود دانسته و به هیچ وجه حاضر به سر کار آمدن قدرت جدی در این کشور یا فعالیت قدرت‌های منطقه‌ای غیر از خود نیستند. با این تحولات، زنگ خطر برای کشورهای عربی به صدا درآمده بود به ویژه آن که گروه الحوثی شیعه و دارای گرایش‌هایی نزدیک به شیعیان اثنی‌عشری و امامیه بودند.

عضو هیئت علمی دانشکده شیعه‌شناسی دانشگاه ادیان و مذاهب طرح شورای همکاری خلیج فارس را کناره‌گیری علی عبدالله صالح از قدرت و در عین حال دادن مصونیت به او در قالب طرحی با عنوان المبادره الخلیجیه عنوان کرد و افزود: تحولات چند ماه اخیر یمن نشان داد که این طرح کاملاً شکست خورده است، چون مردم یمن بالذات و به خاطر نخوت و غرور ویژه‌ای که دارند، نسبت به مداخله خارجی واکنش منفی نشان می‌دهند، حال این مداخله از سوی عربستان باشد یا ایران، تفاوتی نمی‌کند.

او با اشاره به این که علی عبدالله صالح خود زیدی‌مذهب است و از قبیله آل احمد که هرازگاهی چرخش به سوی وهابیت هم در این خاندان دیده می‌شود و نیز حزب حاکم بر یمن یعنی المؤتمر گفت: در تحولات جاری یمن شاهد به سرانجام نرسیدن طرح شورای همکاری بودیم چون حزب المؤمتر را منحل نکردند و علی عبدالله صالح را کنار نزدند و به او اجازه دادند در یمن باقی بماند ولی به او مصونیت دادند که محاکمه نمی‌شود اما باید معاون وی عبدربّه منصور هادی که عضو حزب مؤتمر بود و شریک جدی در قدرت نبود و نوعی استقلال در شخصیت داشت رئیس‌جمهور موقت شود که انقلابیون هم تقریباً وی را پذیرفتند.

موسوی‌نژاد ادامه داد: دوره گذار، دوساله پیش‌بینی شد و در طرح آن‌ها گفت‌وگوهای ملی پیش‌بینی شد که در این گفت‌وگوها پیش‌نویس قانون اساسی نوشته شود و طی آن همه نیروهای مختلف یمنی حتی آن‌هایی که به صورت سنتی کنار زده شده بودند و حقوق‌شان عملاً به رسمیت شناخته نمی‌شد مانند زیدی‌ها و جنوبی‌ها در حکومت مشارکت داشته باشند.

او با اشاره به ادغام یمن شمالی و جنوبی در یکدیگر به پایتختی صنعا در اوایل دهه 90 قرن بیستم ابراز کرد: با این حال مطالبات مناطق جنوبی که توزیع عادلانه ثروت بود، سر جای خود قرار داشت و حتی مطالبات، سنگین‌تر شد و هم‌زمان با فضاهای حرکتی در شمال یمن، استان‌های جنوبی هم الحراک الجنوبی را به راه انداختند که البته این جنبش خود به دو شاخه افراطی و معتدل تقسیم می‌شود که شاخه افراطی آن خواهان استقلال و سهیم شدن در قدرت بودند.

این کارشناس زیدیه تصریح کرد: عربستان و کشورهای منطقه به تصور آن که طرح آن‌ها با موفقیت همراه خواهد بود، جریان‌های سلفی اخوانی را وارد انقلاب کردند که اصطلاحاً حزب الاصلاح نام می‌گیرد که مورد حمایت عربستان بود و سعی می‌کرد جامعه سیاسی ـ‌ اجتماعی یمن را دو پارچه کند. اشتباه آن‌ها این بود که جایی برای زیدی‌ها و حوثی‌ها در نظر گرفته نشد در حالی که زیدی‌ها بافت اصلی جامعه یمن بودند.

او ادامه داد: اشتباه دیگری که این گروه یعنی شورای همکاری با محوریت عربستان مرتکب شدند، این بود که جایگاه تاریخی، سیاسی و نظامی حوثی‌ها را نادیده گرفتند در حالی که این گروه در سال 2011 واقعیتی در یمن بودند و می‌بینیم که بعد از وقوع شش جنگ، بخشی از شمال و ارتش یمن دست آن‌ها بود و مهمات بیش از 50 پادگان ارتش یمن در اختیارشان قرار گرفته بود.

موسوی‌نژاد تصریح کرد: در عین حال زیدی‌ها اعم از حوثی‌ها و غیرحوثی‌ها در گفت‌وگوهای ملی وطنی شرکت کردند ولی کسانی گفت‌وگوها را پیش می‌بردند که دنباله‌رو عربستان و شورای همکاری بودند، لذا وقتی دیدند سنگینی و وزن گفت‌وگوها به سمت زیدی‌ها و انصارالله بیشتر می‌شود و نمی شود به راحتی مطالبات آن‌ها در پیش‌نویس قانون اساسی را نادیده گرفت، دست به ترور ناجوانمردانه برخی نمایندگان انصارالله در این گفت‌وگوها زدند که از آن جمله می‌توان به ترور دکتر عبدالکریم جدبان و دکتر شرف‌الدین اشاره کرد. به بیان دیگر کار به حذف فیزیکی گفت‌وگوکنندگان کشیده شد.

وی معتقد است: پروژه انصارالله این است که قانون اساسی را بر اساس واقعیت‌های یمن و وزن بافت‌های اجتماعی یمن تصویب کند و دولتی بر اساس واقعیت‌های موجود تشکیل شود که در نهایت انصارالله و الحوثی نوعی رهبری و هدایت کلی را حداقل در مناطق زیدی‌نشین و تحت نفوذ خود داشته باشند.

موسوی‌نژاد در ادامه گفت‌وگوی خود گفت: انصارالله به این ترورها که عمدتاً در سال 2014 اتفاق افتاد و عمدتاً هم متوجه انصارالله بود، به صورت غیرمستقیم پاسخ دادند و به عنوان نمونه پایگاه‌های سلفی و القاعده را هدف قرار دادند و در نقاط دیگر هم سعی در نشان دادن واکنش‌های غیرمستقیم داشتند و شاید بتوان انقلاب تکمیلی انصارالله در تابستان امسال را ثمره خون این شهدا دانست.

او تصریح کرد: از سوی دیگر این ترورها تبلیغات بسیار خوبی برای انصارالله شد و نشان داد که مهره‌های فاسدی هنوز در حکومت هستند که باید کنار گذاشته شوند و مردم یمن به این امر واقف شدند و لذا حمایت بیشتر مردم از انصارالله و نهایتاً انقلاب تکمیلی را رقم زد.

عضو هیئت علمی دانشکده شیعه‌شناسی دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه روند تحولات در یمن به حرکت جدید حوثی‌ها اشاره کرد و گفت: در تابستان 93 انصارالله حرکت جدیدی را شروع کردند و در حقیقت یک عصیان مدنی و انقلاب جدیدی را مطرح و اعلام کردند که این انقلاب، تکمیل همان اقدام سال 2011 است، هرچند ما اعتقاد داریم که حرکت 2011 یک اقدام کور و با اهداف نامشخص بود که نهایتاً توسط حزب اصلاح و شورای همکاری خلیج فارس مصادره شد.

او ادامه داد: انصارالله که رهبری این حرکت تکمیلی را بر عهده داشتند حرکت خود را از استان صعده آغاز کرده و استان عمران را تصرف کردند، این توضیح لازم است که گرچه حرکت آن‌ها به نام انقلاب نرم و مسالمت‌جویانه بود اما به نوعی دست به سلاح هم بودند و لذا استان بین صعده و صنعا که مرکز اصلی قبایل یمنی و فعالیت حزب اصلاح بود را پاکسازی کردند و هرجا که مقاومت می‌شد، درگیر می‌شدند.

موسوی‌نژاد با اشاره به ماجرای برپایی چادرها در خیابان فرودگاه در صنعا گفت: آن‌جا موفق شدند دولت ضعیف و بیشتر تضعیف شده عبدربه منصور هادی را وادار به تن دادن به خواسته‌های خود کنند و بعد از جریان علی محسن احمر که برابر حوثی‌ها موضع داشتند با آن‌ها درگیر شده و مقرهای آن‌ها در صنعا را به تصرف خود درآوردند و آن‌ها از یمن فرار کردند و شخصیت‌های اصلی جریان اصلاح و دولت تضعیف شده عبدربه منصور را نگه داشتند.

او با بیان این که انقلاب تکمیلی نقطه عطفی در تاریخ یمن به حساب می‌آید، افزود: بار دیگر بعد از چند سال، صنعا پایتخت و مرکز قدرت یمن به دست شیعیان زیدی افتاد و البته باید بدانیم که گروه انصارالله بر شعارهای مذهبی تکیه نمی‌کردند بلکه شعارهای آن‌ها بیشتر سیاسی و اجتماعی بود و در موضع‌گیری‌های‌شان هم عنوان می‌کردند، حاضریم با سلفی‌ها و اهل تسنن تعامل داشته باشیم و می‌خواهیم که آن‌ها هم در قدرت سهیم باشند.

این کارشناس زیدیه تصریح کرد: با این اوصاف بر خلاف آن‌چه از گوشه و کنار در مورد هدف انصارالله مبنی بر تشکیل دولت شیعی شنیده می‌شود، آن‌ها از دولت مدنی و دموکرات سخن می‌گویند و قائل به سهم واقعی گروه‌ها در دولت هستند.

او با بیان این که جریان الحوثی با حرکت عاقلانه و متینی انقلاب تکمیلی خود را به پیش برده است، افزود: انصارالله به دلیل مشکلات موجود در یمن سعی کردند مشروعیت حکومت را به هم نریزند ولذا انقلابی که در یمن رخ داده یک نهضت اصلاح‌گرایانه و تحولی است.

موسوی‌نژاد با اشاره به درخواست انصارالله از عبدربه منصور رئیس‌جمهور موقت یمن مبنی بر قرار دادن یک مشاور از گروه انصارالله در قدرت گفت: آن‌ها به این امید بودند که با این کار سهم‌ها در پیش‌نویس قانون اساسی یمن درست تقسیم شده و کارها به خوبی پیش رود اما هم‌چنان بافت فاسد و قدرت‌طلب فرسوده‌ای که در جریان قدرت بود و الان هم کم و بیش در دولت گذار حضور داشتند، این مسئله را جدی نگرفتند در حالی که دو سوم یمن در کنترل حوثی‌ها بود.

او ادامه داد: انصارالله چاره‌ای جز فشار وارد کردن بر دولت عبدربه منصور که در واقع دکوری از حکومت بود، نداشت و از جمله کارهایی که انجام داد وسایل تبلیغاتی و تلویزیون رسمی یمن را از دست دولت درآورد.

 

عضو هیئت علمی دانشکده شیعه‌شناسی دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه به اقدامات عربستان در این تحولات اشاره کرد و افزود: یکی از اشتباهات عربستان این بود که بر روی وهابی‌گری و سلفی‌گری سرمایه‌گذاری سنگینی کرده بود اما زود فهمید که این‌ها رقیب عربستان هستند لذا از سال 2013 به بعد پشت اخوان‌المسلمین را خالی کرد.

او بیان کرد: شاید کشورهای غربی به این نتیجه رسیدند که با قرائت معتدل از اسلام‌گرایی در منطقه با وجود دشمنی جدی بین استکبار و این قرائت از اسلام، بهتر می‌توان تعامل کرد و حداقل روی آینده منطقه حساب کرد.

موسوی‌نژاد این‌گونه نتیجه گرفت که با توجه به تحولاتی که در منطقه به وقوع پیوسته است، به این حد از واقع‌گرایی باید دست یافت که قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای باید به ظرفیت‌های مذهبی و اجتماعی کشورها توجه کرده و در عین حال متوجه خطر افراطی‌گری در منطقه باشند و این تحلیل تعجب ما را از نفوذ و گسترش انصارالله به عنوان گفتمان منسجم با داشتن یک رهبری برطرف می‌سازد.

او به تصویری از وضعیت کنونی یمن و انصارالله پرداخت و گفت: انصارالله کنترل دو سوم مناطق یمن را در دست داشته ضمن این که با هراک جنوبی روابط خوبی دارد البته تا وقتی دشمنان سعی در برهم زدن این رابطه نداشته باشند، چون این گروه دل خوشی از سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نداشته و در مبارزه با دولت علی عبدالله صالح و تقسیم عادلانه ثروت با گروه انصارالله اشتراک منافع دارند.

این کارشناس فرقه‌شناسی به طرح تقسیم یمن به اقالیم شش‌گانه اشاره کرد و افزود: این طرح خطرناک مورد قبول انصارالله نیست و یکی از دلایل تحولات یک ماه اخیر هم این بود که در صدد بودند این مسئله را در پیش‌نویس قانون اساسی بگنجانند.

او تصریح کرد: در این طرح، از شمال عربستان تا صنعا یک اقلیم حساب می‌شد که راهی به دریا نداشت، ضمن این که کل استان‌های زیدی‌نشین و جمعیت اصلی زیدیه را به پایتخت ملحق می‌کرد و برای آن‌ها هیچ استقلالی وجود نداشت، در حالی که برای اقوام و قبایل دیگر اقالیم مجزایی در نظر گرفته بودند که خیلی از آن‌ها به دریای سرخ یا خلیج عدن و اطراف راه داشت.

موسوی‌نژاد این طرح را توطئه ضد انصارالله و ضد زیدیه و ضد تشیع دانست و تأکید کرد: مطمئناً این طرح شکست خواهد خورد و یک پیش‌نویس منطقی از قانون اساسی ارائه خواهد شد، چون رئیس‌جمهور یک روز قبل از استعفا، تعدیل و اصلاح پیش‌نویس قانون اساسی را پذیرفته بود اما ظاهراً سایر مطالبات انصارالله پذیرفته نشد و به ناچار استعفا کرد.

او عنوان کرد: به نظر می‌رسد که هیچ اتفاقی نیفتاده و این هیاهوهای رسانه‌های عربی و غربی وجهی ندارد چرا که یمن یک جامعه قبیله‌ای منسجم است که به این راحتی دچار از هم پاشیدگی نمی‌شود و با توجه به تحت کنترل بودن مناطق شمالی از سوی انصارالله، اگر این مشی شمول‌گرایانه آن ادامه داشته باشد، یمن به سوی نوعی حکومت فدرالی و ائتلافی از احزاب و اقالیم و جریان‌های مختلف پیش خواهد رفت و زیدی‌ها نقش رهبری معنوی و الهام‌بخشی در یمن خواهند داشت، همان‌گونه که انصارالله در چند ماه اخیر این مسئله را نشان داده است.

عضو هیئت علمی دانشکده شیعه‌شناسی دانشگاه ادیان و مذاهب با تصریح به این که یمن بالفعل کشور فقیری است و دامداری و کشاورزی در این کشور نابود شده است، افزود: اقدامات گروه انصارالله مانند جهاد البناء سبب پشتیبانی مردم از این گروه شده است.

او با تصریح به این که قدرت گرفتن اقتصادی و سیاسی یمن در منطقه زنگ خطری برای عربستان و دیگر قدرت‌های استکباری خواهد بود، ابراز کرد: انصارالله و یمنی‌ها باید مراقب بوده و به عربستان این خاطرجمعی را بدهند که قرار نیست کاری علیه آن‌ها صورت گیرد و البته عبدالملک الحوثی رهبر انصارالله در سخنرانی اخیر خود اعلام کرد که بالذات علیه هیچ کشور و قدرتی در منطقه نیستیم بلکه خواهان روابط خوب با همسایگان خود هستیم و اگر دستی به ظلم و تجاوز و دشمنی دراز شود، آن دست را قطع خواهیم کرد.

موسوی‌نژاد قاطعیت در برخورد لازم و حکمت‌گرایی در برخوردهای سیاسی را ویژگی انصارالله دانست و افزود: انصارالله با کسی شوخی ندارد کما این که مشابه این ویژگی‌ها را در حزب‌الله لبنان هم می‌بینیم.

او در مورد اعلام رئیس مجلس یمن درمورد عدم پذیرش استعفای رئیس‌جمهور موقت گفت: مشروعیت مجلس یمن به دلیل پایان یافتن دوره آن زیر سؤال است و لذا به نظر نمی‌رسد این مجلس نقشی در این ماجرا داشته باشد.

این استاد دانشگاه شرایط سیاسی موجود در یمن را پیچیده توصیف کرد و افزود: پس از وقوع این حوادث، استان‌های جنوبی هم اعلام استقلال کردند و این می‌تواند خطرناک باشد اما گروه انصارالله می‌تواند موفق شود رهبران آن‌ها را راضی کند که فعلاً از این قضیه تا عبور از این مراحل کوتاه بیایند.

او با تأکید مجدد بر عدم مشروعیت مجلس یمن و عدم حضور نمایندگان در آن گفت: اگر هم مجلس تشکیل شود، معلوم نیست گفته رئیس مجلس تحقق یابد، چون واقعیت این است که عبدربه منصور از همه نظر به بن‌بست خورده است حتی جمال بن عمر نماینده ویژه سازمان ملل که درخواست کرده بود عبدربه منصور استعفای خود را پس بگیرد او در پاسخ گفت که به بن‌بست رسیده است که مقصود حجم و جایگاه زیدی‌ها و حوثی‌ها و از طرف دیگر زیاده‌خواهی‌های جریان‌ها و گروه‌هایی که به صورت سنتی در بافت قدرت بودند و حاضر به پذیرش گروه‌هایی که تا الان نقشی در قدرت نداشتند، نیستند.

موسوی‌نژاد در مورد احتمال بازگشت عبدربه منصور، آن را بعید و دور از ذهن دانست و افزود: در یمن بحث پیدا کردن افرادی که بتوانند این نقش را بازی کنند، هست اما احتمال شورایی اداره شدن ریاست‌جمهوری هم وجود دارد و حتی از ناحیه انصارالله اعلام شده که این عبور کردن این گروه از گذاشتن شخصی در رأس هرم قدرت را می‌رساند.

او درعین حال یادآور شد: نیروهای قابلی در میان افراد نخبه یمن هستند که می‌توانند مورد نظر حوثی‌ها باشند، ضمن این که آن‌ها در کار سیاسی و اجتماعی چتر بزرگی را باز کردند یعنی کسانی که در تحولات سیاسی و اجتماعی از حوثی‌ها نمایندگی کردند لزوماً جزو انصارالله و هسته مبارزاتی یک دهه قبل نبودند اما آن‌ها را پذیرفتند.

این کارشناس زیدیه در مورد احتمال معرفی شخصی از سوی انصارالله برای ریاست‌جمهوری گفت: به نظر می‌رسد نیروهایی دارند که می‌توانند شناخته شده و به جامعه یمن معرفی شوند اما مشکل اصلی و پیچیدگی در وضعیت این است که گروه انصارالله محذوراتی در یمن دارد که یکی از آن‌ها سابقه تاریخی است که در اذهان زنده می‌کند. اینها اگر بخواهند مستقیماً در تعیین رئیس کشور دخالت کنند، مملکت را به حالت پادشاهی امامان زیدی برمی‌گردانند.

او طرح بازگشت عبدالملک الحوثی یا نفر دوم و سوم انصارالله به قدرت از سوی مخالفان را دامی برای این گروه دانست که می‌تواند واکنش‌های منفی در جامعه یمن در میان مدت و درازمدت به دنبال داشته باشد چون ذهنیت بدی از امامان زیدی در ذهن مردم یمن وجود دارد و آن‌ها را دیکتاتور و ضد دموکراسی می‌بینند.

موسوی‌نژاد هم‌چنان حضور شخصیت طراز اول از انصارالله در رأس قدرت را با توجه به حضور یمن در مرحله گذار امری دور از ذهن دانست و ادامه داد: چیزی که در حال حاضر انصارالله دنبال می‌کند، بازگرداندن ساختار سیاسی یمن به ساختار صحیح با مشارکت همه گروه‌های مردمی که طی آن هر گروه و جریانی به خوبی نقش واقعی خود را پیدا کند.

او ادامه داد: یمن باید با تلفات کمی از دوره گذار عبور کرده و وارد مرحله جدیدی شود اما هم‌چنان خطر تجزیه یمن و جنگ‌های داخلی وجود دارد.

این کارشناس تحولات یمن در مورد حالت انفعالی القاعده و سلفی‌ها در تحولات یمن بیان کرد: به نظر می‌رسد جریاناتی مانند القاعده و داعش در خلأ امکان فعالیت دارند یعنی وقتی گروه منسجمی مقابل آن‌ها وجود دارد، نمی‌توانند فعال شوند در عین حال ممکن است در فعل و انفعالات و نارضایتی‌هایی که در مناطق جنوبی‌تر یمن ممکن است، ایجاد شود بتوانند نقش جدی‌تری ایفا کنند.

او در مورد فعالیت القاعده در خارج از یمن گفت: این‌گونه نیست که القاعده تنها در خارج از یمن فعالیت کرده باشد بلکه بارها تجمعات شیعیان یمن را مورد حمله قرار داده و در تابستان امسال یکی از مقرهای انصارالله در مرز عربستان را هدف قرار داد اما متأسفانه یمن به دلیل موقعیت آن، سرزمین فراموش شده‌ای است و اخبار آن پوشش داده نمی‌شود.

موسوی‌نژاد با اشاره به دیگر فعالیت‌های القاعده در مناطقی چون مارب، الجوف و نیز کارشکنی از طریق نفوذ در قبایل عنوان کرد: اگر این تحلیل را بپذیریم که جریان‌هایی چون القاعده در خلأ فعالیت می‌کنند، بنا بر این اگر نیروها با تکیه بر مردم و قبایل و ویژگی‌های اجتماعی درست عمل کنند، دیگر فضایی برای فعالیت این گروه‌های تروریستی باقی نمی‌ماند.

او با اشاره به سابقه مبارزاتی خاندان الحوثی با وهابیت گفت: الحوثی‌ها و جریانات زیدی و انصارالله در برابر وهابیت و القاعده مواضع شفاف و روشن و تندی داشته و سر سازش با این‌ها ندارند. از طرف دیگر القاعده و جریانات سلفی در حجمی نیستند که بخواهند در مقابل تشیع اصیل و باسابقه در یمن مقاومت کنند.

استاد دانشگاه ادیان و مذاهب علت عدم حضور استکبار به ویژه آمریکا در یمن را بافت سیاسی و قبیله‌ای یمن عنوان کرد و اظهار داشت: حضور عربستان در یمن و این که می‌خواهد یمن در حالتی که قرار دارد، بماند دلیل دیگری بر عدم حضور کشورهای استکباری در یمن است.

او با اشاره به ویژگی مردم یمن گفت: قدرت گرفتن یمن برای کشورهای همسایه آن می‌تواند خطرناک باشد و حتی معادله قدرت را در منطقه به نفع یمن و هم‌پیمانان احتمالی او به هم خواهد زد.

موسوی‌نژاد ادامه داد: حسین الحوثی موضع‌گیری جدی در مداخله بیگانگان دارد و راه را برای مداخله آمریکا با سخنرانی مشهور خود بست. گسترش فرهنگ ضدآمریکایی در منطقه توسط انصارالله از دیگر موانع جدی حضور و مداخله آمریکا در یمن است ضمن این که شاید آمریکا به یمن آن‌چنان اهمیت نمی‌دهد و با وجود پایگاه‌های نظامی در بحرین و عربستان و ناوگان‌های متعدد در آب‌های پیرامونی، حضور مستقیم در یمن هزینه‌ای اضافه باشد.

او در تحلیل خود از نقطه پایانی تحولات یمن گفت: وضعیت فعلی یمن ادامه پیدا نمی‌کند و از سوی دیگر بحث کوتاه‌مدتی هم نخواهد بود. پروژه انصارالله این است که قانون اساسی را بر اساس واقعیت‌های یمن و وزن بافت‌های اجتماعی یمن تصویب کند و دولتی بر اساس واقعیت‌های موجود تشکیل شود که در نهایت انصارالله و الحوثی نوعی رهبری و هدایت کلی را حداقل در مناطق زیدی‌نشین و تحت نفوذ خود داشته باشند.

این کارشناس زیدیه تأکید کرد: عبدالملک الحوثی نقش خود را حفظ و با دولت و حکومت درگیر نمی‌شود اما در عین حال به یک ثبات در قالب قانون اساسی جدید و بافت جدید قدرت دست خواهد یافت و در حقیقت به گروهی مانند حزب‌الله لبنان بدل خواهد شد.


برچسب ها : موسوی نژاد, یمن, حوثی ها

نظرات
نام *
پست الکترونیک *
متن *

دانشگاه ادیان و مذاهب


نشانی: ایران - قم - پردیسان
تلفن: 32802610 25 98+
فکس: 32802627 25 98+
کد پستی: 3749113357
صندوق پستی: 37185 - 178
پست الکترونیکی: info@urd.ac.ir
سامانه پیامکی: 3000135789

دانشکده ها

دانشکده شیعه شناسی
دانشکده ادیان
دانشکده مذاهب
دانشکده فلسفه
دانشکده زن و خانواده
دانشکده عرفان
دانشکده رسانه و ارتباطات

خدمات فناوری اطلاعات

سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
سامانه پذیرش دانشجو
سامانه اتوماسیون اداری
پست الکترونیک
جستجو در کتابخانه
کتابخانه دیجیتال

بیانیه رسالت

دانشگاه ادیان و مذاهب، نخستین دانشگاه تخصصی ادیان و مذاهب در ایران، برخاسته از حوزه علمیه، ضمن شناخت ادیان و مذاهب و تعامل و گفت و گو با پیروان آنها با تکیه بر مشترکات، در جهت همبستگی انسانی، تقویت صلح، کاهش آلام بشری، گسترش معنویت و اخلاق و معرفی عالمانه اسلام بر اساس آموزه های اهل بیت علیهم السلام به پژوهش و تربیت نیروی انسانی متخصص اقدام می نماید.

طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز