دانشگاه ادیان و مذاهب
  ورود به سامانه
نام کاربری
 
وب سایت دانشگاه
سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
پست الکترونیک
کلمه عبور
AR EN FA
 
آخرین مطالب
رئیس دانشکده ادیان خبر داد؛
منتظر شنیدن سخن دانشجویان هستیم
به قلم دکتر اعظم خوش‌صورت موفق رئیس دانشکده زن و خانواده؛
بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمد مسجدجامعی:
سرعت آینده راست‌گرایی دینی با موانع فراوانی روبه‌رو خواهد بود
به همت مدیریت همکاری‌های علمی و بین‌المللی؛
آغاز دور جدید گفت‌وگوهای الاهیاتی دانشگاه ادیان و پادربورن
جلسه دفاع از پایان‌نامه کارشناسی ارشد برگزار شد:
درونمایه‌های عرفانی آثار حکیم هیدجی

موضع نیروهای مردمی و انصارالله در یمن تقویت شده است

 
تاریخ انتشار: 1399/04/22    

موضع نیروهای مردمی و انصارالله در یمن تقویت شده است

مشکل مردم یمن با دولت ۵۰ ساله است که در قالب یک جمهوری بر سر کار آمد و نظام مذهبی و امامت زیدی را کنار گذاشت.

شفقنا- ساعاتی پیش سازمان ملل متحد نسبت به تشدید خطر گرسنگی و قحطی در یمن طی چند هفته آینده هشدار داد و اعلام کرد مردم یمن در وضعیت بسیار سخت و رنج آوری قرار دارند. وضعیت امروز یمن و مردم این کشور حاصل تداوم جنگ ویرانگری است که ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی به راه انداخته است؛ جنگی که بنا بر ادعای عربستان قرار بود در کمتر از چند هفته تمام شود، بیش از پنج سال ادامه یافته و هنوز پایان آن مشخص نیست.

دکتر سیدعلی موسوی نژاد، کارشناس مسایل یمن می گوید: این جنگ برای هر دو طرف فرسایشی بوده، نسبت به ۵ سال قبل توان و امکانات ائتلاف عربی به ویژه کشور عربستان به شدت کاهش پیدا کرده است لذا مهم ترین اتفاقاتی که می تواند در این مساله در سال جاری رخ دهد، ناامیدی هر چه بیشتر حاکمان سعودی و اماراتی و پشت صحنه آمریکایی ها از در هم شکسته شدن اراده مردم یمن است که تصمیم گرفتند مقدرات خود را خود به دست بگیرند و تعریف کنند.

وی معتقد است: ائتلاف سعودی در جنگ یمن به نتیجه نرسیده و نخواهد رسید چون یک یمن مستقل و رو به رشد و در مسیر پیشرفت، برای آمریکا و عربستان کنونی نمی تواند باعث آسودگی و مفید باشد لذا سعودی ها بایدواقع بین باشند و منافعی خود در همسایگی یمن را در تعامل سازنده با مردم یمن و دولتی که برآمده از خواست مردم یمن باشد، تأمین کنند. سایر جریان ها نیز باید بدانند که سکولارها یا اماراتی ها با جدایی طلبان جنوبی یا قطری ها با اخوانی ها و جریان های سلفی، نمی توانند یمن را در دراز مدت در دستان خود نگاه دارند کما اینکه تاکنون به دست نیاوردند.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر سیدعلی موسوی نژاد  عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب را می خوانید:

* بیش از ۵ سال از جنگ فرسایشی یمن می گذرد، زیرساخت های این کشور نابود شدند و مردم یمن در سختی روزگار می گذرانند، پیش بینی می کنید مهم ترین تحولات مثبتی که در یمن برای پایان این بحران در سال جاری رخ خواهد داد، در چه زمینه هایی باشد؟

در سال جاری عربستان در یمن نا امیدتر خواهد شد

همانطور که اشاره کردید بیش از ۵ سال از این جنگ خانمان برانداز می گذرد البته لازم است که همین ابتدا در مورد این صفت و عنوان بگویم که این فرسایشی بودن برای هر دو طرف بوده است. درست است که بیشتر توجه ها به سوی یمن و مظلومیت مردم یمن و فشاری که روی مردم یمن آمده، متوجه است، ولی همانطور که آیه شریفه قرآن می فرماید، طرف مقابل هم گرفتار همین درد و رنج است. در حقیقت این جنگ برای هر دو طرف فرسایشی بوده، نسبت به ۵ سال قبل توان و امکانات ائتلاف عربی به ویژه کشور عربستان به شدت کاهش پیدا کرده است لذا گمان می کنم مهم ترین اتفاقاتی که می تواند در این مساله در سال جاری رخ دهد، ناامیدی هر چه بیشتر حاکمان سعودی و اماراتی و پشت صحنه آمریکایی ها از در هم شکسته شدن اراده مردم یمن است که تصمیم گرفتند مقدرات خود را خود به دست بگیرند و تعریف کنند؛ مردم یمن در انقلاب سال ۲۰۱۱ با از تخت قدرت به زیر کشیدن علی عبدالله صالح و پایان دادن به حکومت ۵۰ ساله نظامیان، و به دنبال آن در سال ۲۰۱۴ با به بن بست رسیدن چینشی که آمریکایی ها و سعودی ها می خواستند برای بعد از انقلاب یمن انجام دهند و ورود نیروها و کمیته های مردمی به عنوان انصارالله و حوثی ها به صنعا اراده و قدرت خود را به رخ کشیدند؛ به نظرم در طول بیش از ۵ سال گذشته این اقدامات باید به همه تحلیلگران و مشاورین کاخ های منطقه و فرا منطقه ثابت کرده باشد که مردم یمن اراده جدی دارند برای اینکه یمن جدیدی را تعریف کنند و مقدرات خود را به دست بگیرند. بنابراین اگر با این نگاه به صحنه یمن بنگریم می توانیم امیدوار باشیم که بعد از سالها خونریزی، ظلم و هدر رفتن امکانات دو کشور و منطقه، حاکمان عربستان و امارات به این نتیجه رسیده باشند که باید به این جنگ پایان دهند که معتقدم علایم آن نیز دیده می شود.

شرایط منطقه و جهان به شدت و با سرعت رو به تغییر است، از سویی نفت که پشتیبان اصلی اماراتی ها و سعودی ها بوده امروز به طرز بی سابقه ای قیمت آن افول یافته و ارزش آن نسبت به ۵ سال پیش بسیار کاهش یافته است، از طرفی بلای عالم گیر جهانی کرونا موجب شد فشارهای بین المللی برای پایان دادن به این جنگ تشدید شود.

در ابتدای شیوع کرونا در کشورهای جهان، یمن به دلیل عدم ارتباط با جهان پیرامون در وضعیت سفید قرار داشت، اما به تدریج این بیماری وارد یمن هم شد و همه بشر دوستانه و کسانی که اندک وجدان بشر دوستانه دارند، از پیامدهای انتشار ویروس مخوف و ترسناک کرونا در کشور یمن اظهار نگرانی کردند و سازمان ملل هم در این راستا تقاضای آتش بس فوری در یمن کرد. ظاهراً کرونا تا مدت ها ادامه خواهد داشت و فشارهای بین المللی و افکار عمومی جهانی برای تداوم این آتش بس وجود خواهد داشت.

با محاصره ظالمانه زمینی، هوایی و دریایی یمن و گرسنگی دادن به مردم یمن و نرسیدن دارو و غذا به آنان، می توانیم امیدوار باشیم که فشار افکار عمومی جهان و منطقه، حاکمان آل سعود را سر عقل بیاورد و حاضر شوند که شرایط واقعی سرزمین یمن را بپذیرند و وارد یک تعامل سازنده با مردم و کشور یمن شوند که علایمی از این اتفاق را نیز شاهدیم به عنوان مثال اماراتی ها آرام آرام از صحنه خارج شدند و اعلام کردند نیروهای نظامی خود را از یمن بیرون می برند، این تصمیم تقریباً یک نوع واقع بینی را در ائتلاف عربی در مقابل یمن و دولت مستقر در صنعا به تصویر می کشد که براساس آن می توان امیدوار بود امسال نقطه عطفی در این روند را شاهد باشیم.

 

* پس از پیشنهاد جدید صلح سازمان ملل متحد و تأکید توأم به ضرورت این نهاد بین المللی مبنی بر پذیرش سریع این پیشنهاد از سوی طرفین دعوا و درگیری در یمن، اما باز هم شاهد ادامه درگیری در یمن هستیم، چرا این بحران پایان نمی پذیرد؟

قبل از پیشنهاد جدید صلح سازمان ملل متحد و پس از حمله به تأسیسات آرامکو و قدرت نمایی که نیروهای انصارالله، حوثی ها و یمنی ها نشان دادند، بارقه های امید در مذاکرات دیده می شد و شواهد حاکی از سر عقل آمدن یا واقع بینی طرف های درگیر به ویژه ائتلاف عربی بود، اما بحران کرونا باعث شد که سازمان ملل درخواست موکد و جدید و با قید فوریت برای آتش بس داشته باشد که در ابتدا پاسخ ها مثبت بود.

متأسفانه در طول این ۵ سال عربستان سعودی و هم پیمانانش جز مقاطع اولیه که بسیار در توهم به سر می بردند، معمولاً لفظاً و در بیانیه های رسمی که با تأخیر هم جواب می دهند با آتش بس و صلح اعلام موافقت می کنند، ولی در عمل چنین چیزی اتفاق نمی افتد و درگیری ها ادامه پیدا می کند؛ به نظرم علت آن جز این نیست که موضع آنان روی زمین و در میدان های نبرد ضعیف است. آنان با عملیات عاصفه الحزم (طوفان قاطعیت) این جنگ را شروع کردند و امیدوار بودند به زودی صنعا را تحویل هم پیمان مزدور خود عبد ربه منصور هادی و دولت مستعفی دهند که موفق نشدند. پس از آن این عملیات را اعاده الأمل (بازگشت آرزو) تبدیل کردند، اما این آرزو هیچ وقت به اردوگاه دولت مستعفی و آل سعود و هم پیمانانش بر نگشت.

موضع نیروهای مردمی و انصارالله در یمن تقویت شده و موضع نیروهای ائتلاف تضعیف شده است

می توانم با قاطعیت بگویم در طول این ۵ سال موضع نیروهای مردمی و انصارالله در یمن تقویت شده و موضع نیروهای ائتلاف تضعیف شده است حتی عقب نشینی نیروهای انصارالله و مردمی از جنوب یمن، ضعف به حساب نمی آید چون عقب نشینی از عدن و استان های جنوبی داوطلبانه و برای پرهیز از درگیری با جریان جدایی طلبان جنوب بود. در طول ۳ سال اخیر سعودی ها جبهه ای در حدود ۶۰ کیلومتری صنعا گشودند و سعی داشتند از این منطقه بر صنعا فشار بیاورند و حتی امیدوار بودند که از همین طریق وارد صنعا شوند.

نیروهای انصارالله در چند ماه گذشته اولاً منطقه نِهم را به صورت کامل پاکسازی کردند و سپس بر استان الجوف درشمال شرق صنعا مسلط شدند و در حال حاضر استان مارب در شرق صنعا که از پایگاه های اصلی مخالف انصارالله بوده و از نظر منابع نفتی، پالایشگاه های نفتی و اقتصادی جایگاه بسیار مهمی دارد را تحت فشار گذاشتند؛ از سوی دیگر اماراتی ها به دنبال قطری ها از یمن بیرون رفتند و وضعیت نیروهای سودانی در مرزهای شمالی تغییر کرد و ارتش سودان عملاً از جنگ یمن بیرون رفته است، این مباحث باعث شده نیروهای ائتلاف به هیچ وجه در وضعیت خوبی نباشند.

ائتلاف دستخوش دو پارگی و اختلاف جدی شده است

نکته دوم اینکه جبهه مقابل انصارالله سعی می کردند جبهه واحدی باشند، ولی امروز بسیار مشخص و آشکار دو پاره شدند، جنوبی هایی که پروژه شان استقلال جنوب است و دولت عبد ربه منصور هادی که به قول خود دولت مشروع می باشد، رو در روی هم ایستاده اند و عملاً امارات با حمایت از جنوبی ها و مجلس انتقالی به نوعی ائتلاف را دستخوش دو پارگی و اختلاف جدی کرده و این هم یک عامل بسیار مهمی است که اکنون وضعیت را برای پذیرش یک آتش بس و صلح برای نیروهای ائتلاف دشوار می کند.

دولت سعودی سیاست های مستقلی در جنگ و صلح ندارد و تابع آمریکاست

نکته سوم که نمی توان آن را نادیده گرفت شرایط منطقه و بین المللی است. به هر حال در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا قرار داریم، سیاست های ترامپ در منطقه به خصوص در عراق، سوریه و ایران زیر سوال است. دولت سعودی سیاست های مستقلی در جنگ و صلح ندارد و تابع آمریکاست در حال حاضر آمریکا تحمل یک سرافندگی دیگر در برابر محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران را ندارند و پذیرش آتش بس در وضعیت فعلی که صنعا و جنگ های نبرد را حتی مثل چند ماه قبل در اختیار دارند، می تواند به معنای یک شکست برای آقای ترامپ و جریان افراطی و رادیکالی در عربستان مانند ملک سلمان و محمد بن سلمان باشد. اگر مجموعه این عوامل را در نظر بگیریم، می توان گفت دلیل اینکه در حال حاضر آنان آمادگی پذیرش چنین آتش بسی را ندارند، چیست.

* برخی از تحلیلگران معتقدند، ابتکار طرح آتش بس یکجانبه و نقض مکرر آن از سوی سعودی و ائتلاف تحت امر آن، می تواند مقدمه ای برای پیشنهاد صلح جدید از سوی سازمان ملل باشد، با توجه به تحولات اخیر یمن این امر شدنی است؟

همیشه در عالم سیاست و جنگ های منطقه تشدید درگیری برای کسب امتیاز بیشتر یک قانون و روشی معمول بوده است

می توان امیدوار بود، ولی همیشه در عالم سیاست و جنگ های منطقه تشدید درگیری برای کسب امتیاز بیشتر یک قانون و روشی معمول بوده است. درگیری و تشدید آن یا بمباران های سنگین و وحشیانه ای که این روزها در صنعا و شهرهای مختلف یمن در جریان است و نیروهای انصارالله هم تهدید به عکس العمل کردند و در چند روز قبل هم حملات پهبادی و موشکی به مناطق و عمق خاک عربستان انجام دادند و باز هم گفتند که این کار را خواهیم کرد، می تواند به این معنا باشد، اما می تواند به معنای تشدید درگیری و کسب امتیاز حتی در شب فردایی که قرار است سر میز مذاکره بنشیند نیز باشد، البته من فکر نمی کنم که آنها آمادگی این را داشته باشند که در چنین شرایطی پای میز مذاکره بیایند یا یک طرح واقع بینانه و جامع و قابل قبولی برای آتش بس بدهند چون یکی از بندهای مهم آتش بس که از طرف نیروهای مردمی و انصارالله مطرح شده برداشته شدن محاصره اقتصادی و سیاسی یمن می باشد. انصارالله آتش بسی به معنای عدم شلیک گلوله را نمی پذیرد و معتقد است که خاموش شدن سلاح ها باید همزمان با برداشته شدن محاصره سنگین و بی رحمانه ای باشد که امروزه بر مواد غذایی، سوخت دارو و مایحتاج مردم یمن اعمال می شود بنابراین از نظر من اگرچه این روال وجود دارد و تشدید درگیری ها می تواند برای کسب امتیاز بیشتر باشد، اما در شرایط فعلی فکر نمی کنم چنین آمادگی در طرف مقابل وجود داشته باشد.

 

* قطعاً برای سنجش و ارزیابی این ایده که آیا سعودی در این باره عزم جدی و راسخی برای پایان جنگ در یمن دارند باید مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی را در این راستا در نظر گرفت، تحلیل شما در خصوص عوامل داخلی عربستان برای تحقق این امر چیست؟

این شاخه از خاندان آل سعود که در حال حاضر نماینده آنها یعنی ملک سلمان و محمد بن سلمان سرکار هستند، با خاندان و شاخه های دیگر رقابت بسیار سنگینی دارند و طبعاً با سیاست های خاص منطقه ای سیاست های داخلی و خارجی عربستان را تنظیم کردند و پیش بُردند که بسیاری از تحلیلگران معتقدند در این خصوص اماراتی ها نقش فوق العاده زیادی دارند و نزدیکی زیادی بین ولیعهد محمد بن سلمان و محمد بن زاید وجود دارد. این سیاست ها طبعاً باید به نتیجه برسد و اگر به نتیجه نرسیده و نمی رسد، می تواند عزم جدی که شما برای پایان دادن جنگ یمن از آن صحبت می کنید را زیر سوال ببرد به عبارتی جنگ یمن تا حدود زیادی برای محمد بن سلمان و رادیکال هایی که سر کار هستند، مساله حیثیتی شده است این در حالی است که به دلیل تداوم این جنگ هزینه های بسیار بالایی به عربستان تحمیل شده و سرافکندگی به وجود آمده و در حال حاضر دست عربستان خالی می باشد.

در یمن اماراتی ها با جنوبی های سکولار توافق کردند و یک حوزه نفوذی برای خود تأمین کردند، ترکیه و قطر با جناح های اسلام گرا توافق کردند، عربستان مانده و عده ای ورشکسته نظام سابق علی عبدالله صالح و منفعتی نصیب آن نشده که این وضعیت برای طبقه حاکم در عربستان سعودی بسیار رقت بار است.

عربستان در دوئل پذیرش آتش بس و بی حیثیتی با ادامه دادن به جنگ با همه مشکلات اقتصادی و نزاع قدرت داخلی گیر کردند

وضعیت بحران اقتصادی به دلیل کاهش قیمت نفت و بحران کرونا در عربستان و تعطیلی حج و کاهش درآمدهای عربستان و از سوی دیگر هزینه های هنگفت جنگ سبب شده وضعیت فعلی عربستان کاملاً شکننده شود؛ ممکن است که این دلایل برای پایان دادن جنگ توسط عربستان کافی باشد، ولی در چنین شرایطی تمام شدن جنگ و آتش بس برقرار شدن در یمن به بحران های طبقه حاکم بر آل سعود اضافه می شود و برای آنان قابل قبول نیست لذا به نظرم اینان در دوئل پذیرش آتش بس و بی حیثیتی با ادامه دادن به جنگ با همه مشکلات اقتصادی و نزاع قدرت داخلی گیر کردند.

نقض آتش بس ها ادامه خواهد داشت

نکته دیگر اینکه عزم جدی پیدا نمی شود که جنگ یمن پایان یابد به همین دلیل عملاً شاهد آتش بس نبودیم و نخواهیم بود. وقتی قبایل یمن هم پیمان می شوند، برگشتن از این پیمان ها برای آنان بسیار سخت است. در روزهای اخیر نمونه هایی از این تغییرات را دیدیم، برخی از قبایل البیضا و مارب به نیروهای انصارالله پیوستند، ولی این مساله حیثیتی سنگینی برای یک قبیله است که سالها یک عهد و پیمان با طرفی بسته بوده و حال می خواهد این پیمان را قطع کند که طبعاً از بسیاری از امتیازات محروم می شود بنابراین بافت قبایلی یمن و پیمان هایی که بستند و می بندند نیز مساله ای است که باید در مورد آن مطالعه کنیم و این را هم عامل موثری بدانیم در اینکه آیا آتش بس پایدار و عزم جدی برای پایان دادن به این وضعیت پیدا می شود یا نمی شود.

نکته دیگر اینکه بخش هایی که قابل توجه از جامعه و قبایل یمن هستند دچار دو دستگی و دو قطبی شدند، عده ای که طرفدار انصارالله و محور مقاومت و کمیته های مردمی هستند و بخش هایی از قبایل که به نیروهای ائتلاف پیوستند و این امر مقداری مساله را پیچیده تر می کند.

* دقیقاً در نمای بیرونی درگیری ها در یمن عمدتاً میان دو جریان مهم یعنی دولت نجات ملی و دولت مستعفی با حمایت ائتلاف سعودی در حال پیگیری است، علاوه بر این دو جریان اصلی، گروه های دیگری با ویژگی های اقلیمی و مشخصه های ایدئولوژیکی نیز وجود دارد که در آینده به یک چالش جدید در یمن تبدیل شود؟

این مساله جدید نیست، قبیله در یمن می تواند هم فرصت و هم تهدید باشد، بستگی به نوع تعامل، برخورد و درایتی دارد که رهبران سیاسی و روسای قدرت با این قبایل و مشایخ قبایل دارند؛ اگر با برنامه و طبق پروتکل هایی که لازم است با قبایل برخورد شود، قبایل می توانند یک فرصت باشند. در حال حاضر یکی از امتیازات انصارالله رایزنی ها، مشاوره ها و لابی هایی است که با قبایل می کنند، اتفاقاً در بسیاری از اوقات در میدان پیروزی جبهه ها پیوستن یک قبیله به یک جبهه، نقش بسیار قوی تر و بالاتر از سلاح و توپخانه دارد.

* آیا عوامل خارجی مانند بهبود روابط عربستان با ایران، آنکارا، قطر و… نقش مهم و تأثیرگذاری بر پایان جنگ در یمن به همراه دارد؟ معتقدید پایان جنگ یمن، کلید حل بحران روابط ایران و عربستان خواهد بود؟

در مورد تأثیر پایان جنگ در یمن بر روابط ایران و عبرستان اغراق صورت می گیرد

قطعاً با اصطلاح کلید موافق نیستم. به نظرم در مورد تأثیر پایان جنگ در یمن بر روابط ایران و عبرستان اغراق صورت می گیرد. اتفاقاً یکی از بازی های رسانه ای و جنگ روانی سعودی هاست که اعلام کنند پایان جنگ در یمن، کلید حل همه مشکلات است دلیل آن هم این است که آنها می خواهند بگویند که گویی ایران در یمن دخالت می کند و اگر این قضیه تمام شود ما با ایران مشکلی نداریم در حالی که در این مورد دو نکته بسیار مهم وجود دارد، نکته اول اینکه ایران در یمن دخالتی نکرده و به دنبال منافعی در یمن برای خود نبوده و نیست، اتفاقاً ایران سالها در سیاست خارجی دچار بی عملی و نوعی بی تفاوتی و کم توجهی به یمن بوده است.

نکته دوم اینکه به فرض ایران با عربستان بر سر یک میز بنشینند و حتی ایران اعلام کند در مساله یمن و بسیاری از مسایل دیگر با عربستان همسو است، آیا مشکلات یمن تمام می شود!؟ با شناختی که از یمن و جریان های مردمی یمن و احزاب و قبایل دارم، معتقدم در این صورت هم مشکلی از یمن حل نخواهد شد.

مشکل مردم یمن با دولت ۵۰ ساله است که در قالب یک جمهوری بر سر کار آمد و نظام مذهبی و امامت زیدی را کنار گذاشت. این روسای جمهور ارتشی و دیکتاتور بر مردم ظلم مضاعفی روا داشتند و برای یمن جز خسارت و عقب ماندگی به بار نیاوردند. عربستان در طول این ۵۷ سال و حتی قبل از آن، همواره یمن را کوچک شمرده و مردم این کشور را تحقیر کردند. سعودی ها مایل بودند نیروی انسانی یمن در داخل عربستان کار کند و در خدمت آنها باشد، در حالی که مردم یمن دارای اصل و نسب هستند و نسبت به سایر کشورهای منطقه از لحاظ عربیت، قومیت و بافت قبایلی در سطح بالاتری قرار دارند و اکنون معتقدند که باید یک دولت و روابطی مستقل داشته باشند.

* تهدیدات مقامات یمنی مبنی بر حمله به عربستان در صورت تداوم جنگ در یمن و همچنین دستیابی یمن به موشک‌های بالستیک نشان از قدرت یافتن یمنی ها دارد، مقامات یمن چگونه می توانند با استفاده از این ظرفیت و پتانسیل به جنگ در کشورشان پایان دهند؟

استفاده از این قدرت ها یا تهدید به استفاده از قدرت موشکی و پهبادی بیشتر در واکنش به محاصره یمن و وضعیت خاصی است که دشمن به وجود آورده است.

مردم و تحلیگران به یاد دارند یمنی ها در سال های اول جنگ خویشتنداری می کردند، بیشترین سوالی که سالهای اول می شد این بود که چرا یمنی ها موشک نمی زنند و مقابله نمی کنند، البته مقداری مشکلاتی فنی داشتند، ولی واقعیت این است که رهبران دولت مردمی یمن بسیار حکیمانه و با درایت پیش رفتند، در سال های اول تحمل کردند تا گفته نشود که اینها قصد تجاوز و تجاوزگری دارند و در واقع جریان مظلوم این جنگ بودند. به تدریج سید عبدالملک بدرالدین الحوثی رهبر جریان انصارالله و فرد قدرت مند و درجه اول این روزهای یمن اعلام کرد که ما به تدریج از قدرت خود به عنوان یک نیروی بازدارنده استفاده می کنیم که نمونه این قدرت حمله به آرامکو و هدف قرار دادن خطوط انتقال نفت و برخی از مخازن بود.

قطعاً آمریکایی ها، سعودی ها و اماراتی ها علی رغم فرافکنی هایی که کردند و می کنند، به قدرت و اهمیت این قدرت یابی انصارالله و نیروهای مردمی پی بردند و بیشتر از این پی خواهند بُرد.

آمریکا و عربستان سعی در فرافکنی دارند که منشأ این موشک ها ایران بوده به فرض که چنین هم باشد، استفاده از فناوری و تکنولوژی این موشک ها توسط نیروهای بومی یمنی نشان دهنده قدرت بالای یمنی ها و یک نوع پیروزی است. این در حالی است که سعودی ها برای بلند کردن یک هواپیما از فرودگاه و باند نظامی نیاز به تکنسین های آمریکایی دارند و بدون تأیید و پشتیبانی آنان چنین اقدامی برایشان مقدر نیست بنابراین در پاسخ به سوال شما باید بگویم

پهبادهای یمنی بر قدرت موشکی و پهبادی که برای دفاع و پدافند هوایی در اختیار آل سعود قرار گرفته غلبه پیدا کرده و در حال رسیدن به اهداف خود می باشد.

 

* ائتلاف سعودی به واسطه تضاد منافع اعضا، چند دسته شده و امکان پیشروی در چندین جبهه را برای حوثی‌ها فراهم کرده است. با این حال، چطور ائتلافی با این همه برتری در بدو ورود به جنگ، با این همه موانع روبرو شده است؟ آینده این ائتلاف را چگونه می بینید؟

از همان ابتدا تحلیلگرانی که با عرصه یمن و منطقه آشنا بودند، ائتلاف سعودی را صرفاً یک ویترین می دیدند، ائتلافی که با طوفان قاطعیت شروع شد و بسیار زود مشخص شد که این طوفان به جایی نمی رسد. پس از آن بیان کردند که می خواهیم آرزوی مردم یمن را برگردانیم که انگار آرزوی یمن ریس جمهور مستعفی ناکارآمد است! این ائتلاف اولاً شکلی و با تزریق پول بود و کشورهایی که نام آنها در لیست آمده بود اغلب در جنگ یمن شرکت نکردند و پس از دریافت مبالغی کنار رفتند؛ آنکه باقی مانده بود عربستان، امارات، قطر و سربازان اجاره ای از چند کشور معدود فقیر آفریقایی و آسیایی به ویژه سودان بود.

در حال حاضر با اختلافاتی که پیش آمده قطر کنار کشیده و اماراتی ها هم سعی کردند کمتر در باتلاق یمن فرو روند و در حال سرمایه گذاری بر جدایی طلبان جنوبی یمن هستند که البته بعید می دانم جدایی طلبان جنوبی در نهایت با امارات به توافقی برسند چرا که این جریان دارای عِرق ملی قوی و بالایی هستند و طبیعتاً زیر بار یک دولت بیگانه ای مانند امارات نمی روند.

ظلمی که اماراتی ها و سعودی ها به نیروهایی که از یمنی ها در اختیارشان بوده کردند خود یک پرونده بسیار مفصل حقوق بشری و افتضاح بزرگی برای آنان است. در مناطقی که تحت کنترلشان بود، مردم گرسنه و پابرهنه یمن را به استخدام گرفتند و نام آنها را گردان، تیپ و لشکر گذاشتند و بدون اینکه آموزشی ببینند آنان را به جبهه های جنگ با انصارالله فرستادند.

عربستان گمان می کرد با پول پاشی می تواند دوباره یمن را به دست بگیرد

در حال حاضر عملاً چیزی به نام ائتلاف عربی باقی نمانده و اختلافات بین عربستان و امارات اگرچه گاهی با یک بیانیه و نشست در ریاض سعی می شود پوشش و التیامی داده شود، ولی عملاً در عرصه های جنوبی و مناطق تحت کنترل دولت عبد ربه منصور هادی جز درگیری، ترور، انفجارهای متعدد و گرفتن سرزمین و منطقه ای از دست طرف مقابل چیز دیگری نیست. بنابراین می توانیم بگوییم که این ائتلاف، ائتلافی است که براساس اشتباه محاسباتی عربستان در میزان قدرت مذهب و قبایل یمن و واقعیت یمن شکل گرفت. عربستان گمان می کرد با پول پاشی می تواند دوباره یمن را به دست بگیرد در حالی که توسعه و رفاهی را هم ایجاد نکرد. توسعه و رفاه با حکومت اشغالگر و اشغالگری محقق نمی شود، عربستان می توانست در یک تعامل سازنده با مردم، دولت و نیروهای جدید یمن در جهت توسعه و رفاه اقداماتی را انجام دهد، اما بعد از گذشت سالها جنگ و درگیری شاهدیم که عربستان برای مردم یمن نه تنها آبادی و رفاه به وجود نیاورد بلکه نتوانست از نظر سیاسی نیز در یمن مستقر شود.

به طور کلی گمان می کنم این ائتلاف به نتیجه نرسیده و نخواهد رسید چون یک یمن مستقل و رو به رشد و در مسیر پیشرفت، برای آمریکا و عربستان کنونی نمی تواند باعث آسودگی و مفید باشد لذا سعودی ها بایدواقع بین باشند و منافعی خود در همسایگی یمن را در تعامل سازنده با مردم یمن و دولتی که برآمده از خواست مردم یمن باشد، تأمین کنند. سایر جریان ها نیز باید بدانند که سکولارها یا اماراتی ها با جدایی طلبان جنوبی یا قطری ها با اخوانی ها و جریان های سلفی، نمی توانند یمن را در دراز مدت در دستان خود نگاه دارند کما اینکه تاکنون به دست نیاوردند.


برچسب ها : دکتر سید علی موسوی نژاد, دانشگاه ادیان و مذاهب, یمن, شفقنا

نظرات
نام *
پست الکترونیک *
متن *

دانشگاه ادیان و مذاهب


نشانی: ایران - قم - پردیسان
تلفن: 32802610 25 98+
فکس: 32802627 25 98+
کد پستی: 3749113357
صندوق پستی: 37185 - 178
پست الکترونیکی: info@urd.ac.ir
سامانه پیامکی: 3000135789

دانشکده ها

دانشکده شیعه شناسی
دانشکده ادیان
دانشکده مذاهب
دانشکده فلسفه
دانشکده زن و خانواده
دانشکده عرفان
دانشکده رسانه و ارتباطات

خدمات فناوری اطلاعات

سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
سامانه پذیرش دانشجو
سامانه اتوماسیون اداری
پست الکترونیک
جستجو در کتابخانه
کتابخانه دیجیتال

بیانیه رسالت

دانشگاه ادیان و مذاهب، نخستین دانشگاه تخصصی ادیان و مذاهب در ایران، برخاسته از حوزه علمیه، ضمن شناخت ادیان و مذاهب و تعامل و گفت و گو با پیروان آنها با تکیه بر مشترکات، در جهت همبستگی انسانی، تقویت صلح، کاهش آلام بشری، گسترش معنویت و اخلاق و معرفی عالمانه اسلام بر اساس آموزه های اهل بیت علیهم السلام به پژوهش و تربیت نیروی انسانی متخصص اقدام می نماید.

طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز