دانشگاه ادیان و مذاهب
  ورود به سامانه
نام کاربری
 
وب سایت دانشگاه
سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
پست الکترونیک
کلمه عبور
AR EN FA
 
آخرین مطالب
بیانیه دانشگاه ادیان و مذاهب در واکنش به توهین به حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی:
این اهانت دسیسه دشمنان قسم‌خورده اسلام و عراق است
با حضور استادان حوزه و دانشگاه؛
میزگرد حوزه و دوران پساکرونا برگزار شد
به همت معاونت فرهنگی و دانشجویی؛
جشن میلاد امام رضا(ع) برگزار شد
به قلم دکتر فاطمه توفیقی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب؛
انتشار دو مقاله در نشریات معتبر بین‌المللی
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حمیدرضا شریعتمداری:
مناظرات امام رضا(ع) برای حفظ هویت و کیان اسلامی بود
دکتر مهراب صادق‌نیا در گفت‌وگو با قدس آنلاین؛
غرض از گفت‌وگو باید دست‌یابی به زندگی مسالمت‌آمیز باشد

تاریخچه دین شناسی تطبیقی

 
تاریخچه دین شناسی تطبیقی
تاریخچه دین شناسی تطبیقی

ناشر: انتشارات دانشگاه
نویسنده: اِریک شارپ
مترجم: دکتر عبدالرحیم گواهی
صفحه: 672
نوبت چاپ: اول
تاریخ چاپ: تابستان 94
قیمت: 29000

چکیده:

کتاب تاریخچه دین‌شناسی تطبیقی اریک شارپ، دین‌شناس برجسته انگلیسی، شاید در نوع خود اولین کتابی است که به بررسی مختصر و در عین حال نسبتاً جامع «دین‌شناسی تطبیقی»، که از رشته‌های جدید حوزه دین‌شناسی و پدیدارشناسی ادیان می‌باشد می‌پردازد. در این کتاب ضمن طرح تنش‌ها و منازعات بین دین‌شناسی تطبیقی و کلام، آثار لغت‌شناسانی چون ماکس مولر، مردم‌شناسانی چون تیلور، لانگ، اسمیت و فریزر، شیوه‌های جایگزینی مانند رویکرد به دین از مجرای روانشناسی عمق فروید و یونگ و نیز پدیدار شناسی دین مورد بررسی قرار می‌گیرند. بخش پایانی کتاب نیز به ارتباط بین دین‌شناسی تطبیقی و گفتگوی بین‌الأدیانی اختصاص یافته است.

در مقدمه این کتاب آمده است:

مقدمه

«امروزه دستیابی به «علم دین یا دین‌شناسی»[1] مبتنی بر  مقایسه بی‌طرفانه و حقیقتاً علمی همه رویدادها و پدیده‌های مهمترین ادیان بشری نیازمند زمان است. این مطالبۀ چیزی است  از سوی کسانی‌که صدای آنان را نمی‌توان نشنیده گرفت. امروزه این عنوان، هرچند هنوز بیشتر متضمن یک وعده است تا یک امر محقق شده، در کشورهایی چون آلمان، فرانسه و آمریکا کم‌وبیش شناخته شده است؛ مسائل عظیم آن توجه خیلی از پژوهشگران را به خود جلب کرده و نتایج و دستاوردهای آن، یا با ترس و یا با شور و شوق، مورد انتظار افراد بوده است. به این‌ترتیب، این تکلیف کسانی است که زندگی خود را وقف مطالعه ادیان اصلی جهان در اسناد و مکتوبات اولیه و اصلی آنها کرده‌اند؛ کسانی‌که برای دین ـ به هرصورتی که خود را عرضه کند ـ ارزش و احترام قائل هستند تا این حوزه جدید از معرفت بشری را به ‌مثابۀ علمی حقیقی به تسخیر  درآورند».[2]

این سخنانی بود که در فوریه 1870 میلادی [متجاوز از 140 سال قبل] به‌وسیله فردریش ماکس مولر[3] لغت‌شناس و دانشمند برجسته تبعیدی آلمان، در انیستیتوی سلطنتی لندن عنوان شد و بعدها نیز در کتابی که به‌طور منطقی می‌توان آن را به‌عنوان سند بنیادی دین‌شناسی تطبیقی در زبان انگلیسی به‌حساب آورد، یعنی کتاب «درآمدی بر علوم ادیان»[4] ماکس مولر (1873)، چاپ شد. درست است که آنها به‌معنای واقعی کلمه نشانه تصمیم  مطلقه جدیدی نیستند. از دیرباز کسانی در مغرب‌زمین دین در تنوع گوناگون آن را به‌عنوان موضوعی مطالعاتی نگریسته بودند و نه اعتقادی که باید از آن تبعیت کرد. اما به دلایلی که در جای خود به آن می‌پردازیم، دهه‌های آخر قرن نوزدهم میلادی شاهد اولین تلاش برای ساماندهی مواد و مطالبی بود که از این مطالعه جدید سربر می‌آورد، و نیز شاهد قرار دادن آن‌ها تحت یک شیوه و روش معین و سپس تبدیل آن‌ها به یک «علم» بود. در سال 1879 آنچه  ماکس مولر «این حوزه جدید»   [از معرفت بشری] می‌خواند، به‌تدریج شکل رسمی‌تری به خود ‌گرفت و خط و خطوط و حدود و ثغور آن صورت مشخص‌تری  ‌یافت. بعضی از افرادِ پیرو ماکس مولر و اساتید اروپایی او، در این رابطه از «دین‌شناسی» سخن به‌میان آوردند[5]؛ در‌حالی‌که دیگران ترجیح دادند که روی جنبه لازم و ضروری «مقایسه»[6] تأکید ورزند و در نتیجه این مطالعه جدید را با عنوان «مطالعه تطبیقی دین»[7] و یا به ‌طور اختصار  «دین‌شناسی تطبیقی»[8]  بخوانند.

به‌تدریج در فاصله سال‌های 1870 تا پایان قرن نوزدهم این مطلب که کاملاً جدای از اعتقادات شخصی خود افراد، فهم و درک درست دین لاجرم شامل مقایسه و تطبیق بود  بیشتر پذیرفته شد. این مقایسه و مطالعه تطبیقی شامل سنت‌های مختلف دینی جهان، سنت‌های متعلق به بخش‌های مختلف جهان و دوران‌های مختلف تاریخ بشری است. برای دستیابی به چنین هدف و غایتی سنت‌های دینی مختلف جهان، در گذشته و حال، مورد جستجو و کاوش قرار گرفتند و این جستجو برای پیداکردن هرگونه دلیل و مدرک هرچند کوچک و کم‌اهمیتی بود که می‌توانست درباره سرمنشاء و مسیر تحول تکامل آن سنت دینی، در مقام یک فعالیت عام انسانی، چیزی را روشن یا روشنتر کند.

سی‌و‌پنج سال بعد از آن تاریخ، یعنی در سال 1905 میلادی، زمان آن فرارسیده بود که اولین تاریخچه این موضوع نوشته شود. پس لویی اچ. جوردَن[9] خستگی‌ناپذیر مناسب دید تا دین‌شناسی تطبیقی را این‌گونه تعریف کند:

«... علمی که به مقایسه و تطبیق سرمنشاء، ساختار و ویژگی‌های ادیان مختلف جهان می‌پردازد، با این نگاه که نکات مورد توافق و اختلاف آنها را معین کند، رابطه آنها را با یکدیگر بسنجد و برتری و فروتری آنها را به‌عنوان انواع پدیده‌های دینی بیان کند».[10]

امروزه، تاحدودی با حسرت، به عصر و زمانه‌ای که چنین تعریف اطمینان بخشی را به‌دست داده نگاه می‌کنیم. امروزه چنین به‌نظر می‌رسد که به‌طور کلی چنین «علمی» وجود ندارد. نه به این دلیل که ما به‌طور‌کلی از «بررسی سرمنشاء، ساختار و ویژگی‌های ادیان گوناگون جهان» دست کشیده‌ایم، بلکه به این دلیل که این کار را با احتیاط فراوان انجام می‌دهیم و با هنجارهای به‌دست آمده از نظریه تکامل داروینی ـ اسپنسری[11] و تقریباً به‌طور کامل از تبیین «برتری یا فروتری نسبی ادیان جهان» دست برداشته‌ایم. به‌عبارت دیگر، هرگونه تصویری که دین‌شناسی‌تطبیقی ابتدا از خود به جهان نشان داده بود  از آن زمان تاکنون دست‌خوش تحولی عظیم شده است. اگرچه فاصله سی‌و‌پنج ساله بین سخنرانی ماکس مولر و تاریخچه جوردن تحت سلطه شیوه مقایسه‌ای (یعنی تکاملی) مطالعه دین قرار داشت، امروزه حدود هفتاد سال فاصله‌ای که بین ما و آن زمان قرار دارد[12]، به‌تدریج شاهد حذف عملی این برتری و فروتری سنجی بوده است. هنوز هیچ روش جدیدی که همه دین‌پژوهان عالم بتوانند آن را بپذیرند به جای آن ظهور نکرده است. از این قضیه، به هیچ‌وجه دین‌شناسی‌تطبیقی مستثنی نمی‌شود.

تخصص‌گرایی آکادمیک (علمی ـ دانشگاهی) محترم‌تر از علوم ترکیبی[13] نیست. برای نمونه، زمانی آنتروپولوژی یا انسان (مردم)‌شناسی به‌طور قطع و یقین به‌مثابه «علم موجودیت انسان یا بشر»[14] به‌صورت خالص و ساده آن تلقی می‌شد، در حالی‌که امروزه با عناوین متنوعی نظیر باستان‌شناسی ماقبل تاریخی، انسان (مردم)شناسی فیزیکال، قوم‌شناسی، مردم‌شناسی اجتماعی، ادبیات عامیانه (فولکلور)، زبان‌شناسی و غیره مطالعه می‌شود. به‌همین ترتیب، امروزه حجم انبوه مواد و مطالبی که با عنوان کلی «دین‌شناسی تطبیقی» جمع‌آوری شده، به گرایش‌های گوناگونی چون تاریخ دین، روان‌شناسی ‌دین، جامعه‌شناسی‌ دین، پدیدار‌شناسی دین و بالأخره فلسفه دین (اگر نخواهیم از یک عده گرایش‌های فرعی نام ببریم) تقسیم شده است که پیگیری هرکدام از آنها برای یک استاد معمولی ممکن است یک عمر وقت ببرد. هم‌چنین امروزه هرکدام از این رشته‌ها، رویکردها و شیوه‌های مناسب و مخصوص به خود را دارند.

اگرچه همواره لازم است در عمل برخی از اصطلاحات و تعابیر استفاده شوند،  اصطلاحاتی که از یک سو بیانگر رویکرد میان رشته‌ای و غیراعتقادی نسبت به مطالعه دین هستند و از سوی دیگر چنین مطالعه‌ای را از پژوهش‌های کلامی و دیگری که در چارچوب مطالعه یک سنت دینی خاص مناسب هستند جدا می‌‌سازد. به دلایل گوناگونی که در آینده به آن می‌پردازیم، در بعضی از کشورها تعدادی از محققین و صاحب‌نظران به اصطلاح «دین‌شناسی تطبیقی» با دیده ‌تردید نگریسته‌اند. آنان احساس می‌کردند که این رشته، بیش از آن با مضامین تکاملی درهم آمیخته که بتوان برای آن ارزشی اضافه تصور کرد؛ اما پیداکردن جایگزینی برای آن هم چندان آسان نبود. به‌طور کلی در سال‌های اخیر امکان داشت که از «تاریخ ادیان» یا شاید «Religionswissenschaft» (علم‌الادیان) بیشتر سخن به‌میان آید (اگرچه در کشورهای غیرآلمانی زبان این مطلب به آسانی توجیه نمی‌شود. امروزه در کشور انگلستان[15] به‌تدریج اصطلاح «مطالعات دینی» بیش‌از پیش جا باز می‌کند). اما اکنون اساتید، مدرسین و دپارتمان‌های دین‌شناسی تطبیقی در تعداد کمی از دانشگاه‌ها وجود دارند. بنابراین هنوز موجه به‌نظر می‌رسد که از این اصطلاح استفاده کرد. شاید هنوز این اصطلاح، جدای از نواقص و کمبودهای احتمالی آن، تنها اصطلاحی باشد که بیانگر مطالعه همه سنت‌های دینی جهان و از جمله سنت دینی یهودی ـ مسیحی است؛ مطالعه این ادیان در مقام پدیده‌هائی قابل مشاهده و بررسی هستند، نه اعتقاداتی که باید از آنها پیروی شود. شاید این تنها واژه‌ای باشد که آن قدر وسیع است که بتواند به‌عنوان سرفصل (عنوان اصلی) برای موارد و مطالب بسیار گسترده و پراکنده‌ای که در این کتاب بحث شده از آن استفاده کرد. به همه کسانی که هنوز مخالف استفاده از این اصطلاح هستند به‌سادگی عرض می‌کنم که هیچ جایگزین مناسبی برای آن وجود ندارد. چنانچه پیش‌از این گفته‌ام، از حدود سال‌های 1950 میلادی (دهه 1330 شمسی) «تاریخ ادیان» تنها اصطلاح رایج بوده است؛ اگرچه جالب است بدانیم این اواخر اصطلاح «دین‌شناسی تطبیقی» نیز دوباره به صحنه آمده است. دپارتمان‌های دانشگاه‌های سوئدی و فنلاندی آزادانه آن را به‌کار می‌برند، درحالی‌که ژورنال اسکاندیناویایی «تِمِنوس»[16]، که از سال‌های دهه 1960 میلادی (1340 شمسی) آغاز به‌کار کرده است، از عنوان فرعی «مطالعاتی در دین‌شناسی تطبیقی» استفاده می‌کند.

باتوجه به این‌که اصطلاح «دین‌شناسی تطبیقی» نیازمند مطالعه جدی و حتی‌المقدور بی‌طرفانه مواد و مطالبی است که از همه سنت‌های دینی قابل دسترسی عالم استخراج شده است، برخی محدودیت‌های خاص نیز در هنگام نوشتن تاریخچه دین‌شناسی تطبیقی خود را بر من تحمیل کرده‌اند. کتاب حاضر به‌هیچ‌وجه مدعی نیست که تاریخ کاملی از تمام وجوه و جنبه‌های مطالعه تطبیقی دین است. هم‌چنین به این‌که شامل اطلاعات و آمار تاریخی پیرامون نحوه شکل‌گیری این قبیل مطالعات در یک منطقه خاص جغرافیایی یا فرهنگی باشد نیز تظاهر نمی‌کند. به آسانی می‌توان کتابی با همین حجم و اندازه مثلاً درباره مطالعه دین هندویی در مغرب‌زمین[17] یا مطالعه دین‌شناسی تطبیقی در یک کشور خاص (یا حتی یک دانشگاه خاص، آن‌چنان‌که پروفسور رودولف[18] درباره دانشگاه لایپزیگ[19] نشان داده است)[20] نوشت. من سعی کرده‌ام  به‌صورتی بسیار کلی، و گاهی هم جزیی، مطالبی را درباره شخصیت‌ها، درونمایه‌ها و مراحل مهم (یا آنچه به‌نظر من مهم می‌رسد) دین‌شناسی تطبیقی به رشته تحریر درآورم و تنها وقتی به مطالعات تخصصی دیگران ارجاع دهم که ارجاع به روشن‌ترشدن این درونمایه روش‌شناختی کمک کند یا برهان کلی‌تر ما را یکی دو گام پیش ببرد.

بهتر است  در همین ابتدای کار خاطر نشان کنم که فقط در چارچوب یک طرح زمانی از وقایع توقف نمی‌کنم. چند سال قبل، وقتی شروع به نوشتن این کتاب کردم، سعی کردم که چنین زمان‌بندی‌ای را مراعات کنم؛ اما به‌سرعت دریافتم که رعایت چنین چیزی به‌ویژه درباره تحولات اخیر این موضوع بسیار مشکل است. دین‌شناسی تطبیقی همواره شامل خیلی از خط و خطوط‌ها، رویکردها و خیلی از شیوه‌ها است و من اولویت نخست خویش را باز کردن کلاف سردرگم این خط و خطوط‌ها قرار داده‌ام و برخوردی جداگانه با هریک از آنها، به‌ویژه در نیمه دوم کتاب، داشته‌ام. به عبارت دیگر، خواننده کتاب باید برخی افت و خیز‌های زمانی را مدنظر قرار دهد. از این مطلب متأسفم؛ اما رعایت ترتیب زمانی وقایع، تنها برای اندکی از مباحث کتاب مفید بود و بی‌تردید پیچیدگی زیادی به‌وجود می‌آورد.

روشن است که یک مؤلف هرگز نمی‌تواند وانمود کند که بیش از یک آشنایی ناچیز با شیوه‌ها و نوشت‌جات تخصّصی همه حوزه‌هایی که امروزه به‌عنوان بخشی از دین‌شناسی تطبیقی شناخته می‌شوند دارد. به‌همین دلیل در بعضی از این حوزه‌ها عاقلانه‌تر این بود که نظر کمتری بدهم. ‌برای نمونه هم‌اکنون تاریخچه سنت علم‌الاجتماع یا جامعه‌شناسی (که به آسانی جامعه‌شناسی دین را نمی‌توان از آن جدا کرد) شرح وقایع و رویداد‌های خویش را پیدا کرده است که من نیز با رضایت در برابر آن سرتسلیم فرود می‌آورم[21]. آن گاه ‌که به روزگار خود نزدیک می‌شویم، خواننده متوجه باریکتر‌شدن تدریجی رویکرد و نگرش نسبت به بحث مسائل پیش روی مطالعه دین در یک دنیای تکثرگرا از نظر دینی می‌شود. ازسوی ‌دیگر، فکر کردم  بهتر است در بخش اولیه کتاب جامع بودن را هدف قرار دهم.

اگر احساس نمی‌کردم که انجام چنین کاری مهم است، هرگز سعی نمی‌کردم درباره این تحولات چیزی بنویسم و آزادانه وجود انبوهی از بصیرت‌های دست دوم را تصدیق می‌کردم. البته تنها شخص من مسئول هرگونه اشتباه در تفسیر حقایق است. (که هرگز مطالعه‌ای به این وسعت نمی‌تواند از وجود آنها خالی باشد)

این کتاب از دل سخنرانی‌هایی که در دانشگاه‌های منچستر[22] و لنکستر[23] داشته‌ام سربرآورده‌ است. هنگام نوشتن نیز سعی کرده‌ام تا جایی‌که می‌شده احتیاجات محصلین را درنظر بگیرم. بی‌تردید متخصصین ـ اساتید و مدرسین این حوزه ـ عادت خواهند کرد رشته خاص خود را از راه این یا آن شاخه اصلی یا فرعی دین‌شناسی تطبیقی ریشه‌یابی کنند. حقیقتاً این کتاب را برای آنان ننوشته‌ام، هرچندکه امیدوارم برای آنها نیز سودمند باشد. با توجه به مخاطبان این کتاب سعی کرده‌ام که کمترین مباحث فنی (و ارجاعات) را در  کتاب داشته باشم، اگرچه همواره در این باره موفق نبوده‌ام و مناسب ندیده‌ام تا روایت خود را به جهان انگلیسی زبان محدود سازم. البته این به آن معنا نیست که تمام نوشت‌جات مهم در همه زبان‌های مهم دنیا را مدنظر قرار داده‌ام؛ انجام چنین کاری خارج از توان یک نفر است. اما از آن‌جا ‌که هیچ‌چیز کم‌اهمیتی درباره دین‌شناسی تطبیقی وجود ندارد، به این دلیل‌که تاریخچه این موضوع گاهی همان تاریخچه فرهنگ مغرب‌زمین در تعامل با فرهنگ بخش‌های دیگر دنیا و کشورهای غربی است، کوشیده‌ام تا برخی از دیدگاه‌های تا حدودی مفصّل را به نمایش بگذارم.

نخستین بار مطالعه دین‌شناسی را در دانشگاه منچستر و زیر نظر پروفسور فقید اس. جی. اف بِرَندون شروع کردم؛ بنابراین چند سطر از کتابی را که او دقیقاً یک قرن پس از عبارتی که از ماکس مولر نقل کردم چاپ کرد در اینجا می آورم. این کار را برای توجیه مطالعه و تحقیقی که او توصیف می‌کند انجام می‌دهم و نه به‌عنوان توجیه کتاب حاضر (که به هر حال باید برحسب شایستگی‌ها و امتیازات خود این کتاب انجام گیرد و نه وام‌گرفتن از سخن این و آن).

«امروزه محقق شده است که برای دستیابی به یک فهم و درک خردمندانه از بشریت مشترک همه ما و مسائل مبتلا به آن لازم است تا حدودی چیزهایی راجع به ادیان آن و نیز امور سیاسی، اقتصادی و دستاوردهای علمی و فرهنگی آن دانسته شود. زیرا جدا از این‌که ارزیابی یک نفر از جنبه‌های متافیزیکی دین چیست، اهمیت دین به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی همواره پابرجاست. شیوه‌هایی که از راه آن مردم عصر حاضر و گذشته در صدد حل مسأله طبیعت و سرنوشت انسان برآمده‌اند توجهی عمیق و جاودانه را طلب می‌کند.

... افزون‌بر ‌این، مسأله‌ای که دیگران در گذشته‌ها درصدد حل آن برآمده‌اند مسأله‌ای همیشگی است که امروزه نیز همه ما فارغ از زمانه و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم به نحوی با آن مواجه هستیم».[24]

اریک جی. شارپ لَنکَستر

سپتامبر 1974


[1]. Science of Religion.

[2]. ماکس مولر، درآمدی بر علم دین، 1873، 34 به بعد.

[3].Friedrich Max Muller (1823ـ1900) زبان‌شناس و خاورشناس آلمانی و یکی از پایه ریزان هندشناسی و پژوهش‌های تطبیقی و سنجش آیین‌ها در دانشگاههای غربی و در این زمینه اثرهای پژوهشی و عمومی‌ای نیز دارد و کتابهای مقدس خاور زمین که در پنجاه جلد با هدایت او نوشته شده از یادبودهای پژوهشی عصر ویکتوریایی انگلستان است.

[4]. Introduction to the Sciences of Religion.

[5]. این اصطلاح در زبان فرانسه la Science de la religion و به زبان آلمانی- religions wissenschaft است.

[6]. Comparison.

[7]. Comparative study of religion.

[8]. Comparative religion.

[9]. Louis H. Jordan.

[10]. جوردن، دین‌شناسی تطبیقی: پیدایش و رشد، 1905،ص 63. اما جالب است که بدانیم او حتی در آن زمان نیز به توافق اندکی درباره روش کار دست ‌یافته بود، به‌نحوی‌که نوشت: «هر محققی برای خود قانونی دارد» (همان، 208).

[11]. Darwinian – Spencerian.

[12]. تاریخ تألیف و چاپ کتاب حاضر در حدود سال 1975 میلادی، یعنی نزدیک به 35 سال پیش   است (مترجم).

[13]. Synthetic Sciences.

[14]. The Science of man.

[15]. مؤلف از واژه بریتانیا (Britain) استفاده کرده است که بیشتر مربوط به دوران استعماری بریتانیای کبیر می‌باشد که ما ترجیح دادیم از اصطلاح رایج‌تر انگلستان استفاده کنیم (مترجم).

[16]. Temenos.

[17]. چیزی شبیه مثلاً کار وِلبون (Welbon) به نام «نیروانای بودایی و مفسرین غربی آن»، 1968.

[18]. Rudolph.

[19]. Leipzig.

[20]. Rudplph, Die Religionsgeschichte an der Leipziger Universitat (1962).

[21]. Nisbet, The Sociological Tradition (1967). See also Wach, in RGG (1930), cols. 1929ff.

[22]. Manchester.

[23]. Lancaster.

[24]. Brandon, A Dictionary of Comparative Religion (1970), p. 1.

 

دانشگاه ادیان و مذاهب


نشانی: ایران - قم - پردیسان
تلفن: 32802610 25 98+
فکس: 32802627 25 98+
کد پستی: 3749113357
صندوق پستی: 37185 - 178
پست الکترونیکی: info@urd.ac.ir
سامانه پیامکی: 3000135789

دانشکده ها

دانشکده شیعه شناسی
دانشکده ادیان
دانشکده مذاهب
دانشکده فلسفه
دانشکده زن و خانواده
دانشکده عرفان
دانشکده رسانه و ارتباطات

خدمات فناوری اطلاعات

سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
سامانه پذیرش دانشجو
سامانه اتوماسیون اداری
پست الکترونیک
جستجو در کتابخانه
کتابخانه دیجیتال

بیانیه رسالت

دانشگاه ادیان و مذاهب، نخستین دانشگاه تخصصی ادیان و مذاهب در ایران، برخاسته از حوزه علمیه، ضمن شناخت ادیان و مذاهب و تعامل و گفت و گو با پیروان آنها با تکیه بر مشترکات، در جهت همبستگی انسانی، تقویت صلح، کاهش آلام بشری، گسترش معنویت و اخلاق و معرفی عالمانه اسلام بر اساس آموزه های اهل بیت علیهم السلام به پژوهش و تربیت نیروی انسانی متخصص اقدام می نماید.

طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز